مرکزیت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ کَ یَّ) [ ازع. ] (مص جع.)<BR>۱- مرکز بودن.<BR>۲- تمرکز و تجمع امور در یک محل.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ کَ یَّ) [ ازع. ] (مص جع.) ۱- مرکز بودن. ۲- تمرکز و تجمع امور در یک محل.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرکزیت . [ م َ ک َ زی ی َ ] (ع مص جعلی، اِمص ) مرکزیة. مرکز بودن . تمرکز.
فرهنگ طیفی واژهدان
تمرکز تراکم رهبری، مدیریت، هدایت