فرهنگ لغت

مروارید بستن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مروارید بستن . [ م ُرْ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) بندکردن مروارید : از این سو زهره در گوهر گسستن وزان سو مه به مروارید بستن . نظامی . ◄ کنایه از خدمت و منصب نویافتن و ترقی در احوال بهم رسیدن . (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ). ◄ خجل شدن و خجالت کشیدن . (برهان ) (آنندراج ).

معنی مروارید بستن | فرهنگ لغت