مرن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرن .[ م َ ] (ع مص ) چرب کردن سپل شتر را که سوده شده باشد. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). روغن بر پای شتر زدن از سودگی . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ بر زمین زدن کسی را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ خوی گر گردانیدن و عادت دادن کسی را بر کاری . (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).
مرن . [ م َ ] (ع اِ) چرم نرم . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ پوستین . (منتهی الارب ). فراء. (از اقرب الموارد). ◄ جامه . (منتهی الارب ). کسوة. ◄ نوعی از جامه . (از اقرب الموارد). ◄ (مص ) گریختن از دشمن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ نرم کردن پوست را. (از اقرب الموارد). ◄ (ص ) یوم مرن ؛ روزی که دارای خلعت و لباس و کسوه باشد. (از اقرب الموارد). ◄ یوم مرن ؛ روزی که در آن فرار از دشمن باشد. (از اقرب الموارد). ◄ (اِ) دهش . (منتهی الارب ). عطاء. (اقرب الموارد). ◄ کرانه و جانب .(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ نام گیاهی است . (منتهی الارب ). ج، اَمران . (اقرب الموارد).
مرن . [ م َ رَ ] (ع اِ) دو چوب بسته در تنه ٔ درخت که باغبان بر آن خواب کند. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ عصب و پی داخل دو بازوی شتر. (از اقرب الموارد).