مرنق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرنق . [ م ُ رَن ْ ن ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر ترنیق . تاریک چشم از گرسنگی . (ناظم الاطباء). و رجوع به ترنیق شود.
مرنق . [ م ُ رَن ْ ن َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر ترنیق به معنی شکستن بازوی مرغ به تیر چندان که بیفتد. مرنق الجناح . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به ترنیق شود.