مرغب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ رَ غَّ) [ ع. ] (اِمف.) ترغیب شده، تشویق شده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ رَ غِّ) [ ع. ] (اِفا.) ترغیب کننده، مشوق ؛ ج. مرغبین.
(مُ رَ غَّ) [ ع. ] (اِمف.) ترغیب شده، تشویق شده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرغب . [ م َ غ َ ] (ع مص ) مصدر رَغب و رَغبة است در تمام معانی . ج، مَراغب . (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به رغب و رغبة شود.
مرغب . [ م ُ رَغ ْ غ ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی است از ترغیب . رجوع به ترغیب شود. ◄ راغب کننده و خواهان گرداننده . (آنندراج ). آنکه ترغیب میکند و خواهان می گرداند. (ناظم الاطباء).
مرغب . [ م ُ رَغ ْ غ َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر ترغیب . رجوع به ترغیب در ردیف خود شود. ◄ تشویق شده . ترغیب شده . تحریض گشته .