فرهنگ لغت

مرزمان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مرزمان . [ م ِ زَ ] (اِخ ) به صیغه ٔ تثنیه، دو ستاره اند یا هر دو شعری و آنها را منحوس دانند، و منه : لاخیر فی الزمان ما طلع المرزمان . (از منتهی الارب ). نام دو کوکب اند از ثوابت . (برهان قاطع). دو ستاره اند از ستاره های باران . (از متن اللغة). نیز رجوع به مِرزم شود.

معنی مرزمان | فرهنگ لغت