مردگیران
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) (اِمر.) جشنی بود در ایران باستان که در پنج روز آخر اسنفدارماه بر پا میشد. در این پنچ روز زنان بر مردان مسلط بودند و هر آرزویی که میکردند تحقق مییافت ؛ از این رو آن را مردگیران گفتند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) (اِمر.) جشنی بود در ایران باستان که در پنج روز آخر اسنفدارماه بر پا میشد. در این پنچ روز زنان بر مردان مسلط بودند و هر آرزویی که میکردند تحقق مییافت ؛ از این رو آن را مردگیران گفتند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مردگیران . [ م َ ] (اِ مرکب ) جشنی است که مغان در پنج روز آخراسفندارمذ کنند و در این پنج روز زنان بر مردان مسلط باشند و هر چه خواهند از مردان گیرند و شوهران محکوم ایشانند. (از انجمن آرا) (از رشیدی ) (از جهانگیری ). و در روز اول این پنج روز از طلوع آفتاب تا طلوع آفتاب دیگر به جهت دفع عقرب رقعه کژدم نویسند . (از برهان قاطع) (از انجمن آرا). رجوع به التفهیم ص ٢٦٠ و خرده اوستا ص ٢١٠ شود.