مردکش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مردکش . [ م َ ک ُ] (نف مرکب ) قتّال . کشنده . که مرد کشد : به هر سو بدان آهن مردکش به مردم کشی دست می کرد خوش . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مردکش . [ م َ ک ُ] (نف مرکب ) قتّال . کشنده . که مرد کشد : به هر سو بدان آهن مردکش به مردم کشی دست می کرد خوش . نظامی .