مرده کشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرده کشی . [م ُ دَ / دِ ک َ / ک َ ] (حامص مرکب ) بردن جنازه به گورستان . عمل مرده کش . رجوع به مرده کش شود : از مرده رسم مرده کشی کس ندیده بود. زاهد چرا ملازم نعش و جنازه است . تأثیر (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرده کشی . [م ُ دَ / دِ ک َ / ک َ ] (حامص مرکب ) بردن جنازه به گورستان . عمل مرده کش . رجوع به مرده کش شود : از مرده رسم مرده کشی کس ندیده بود. زاهد چرا ملازم نعش و جنازه است . تأثیر (از آنندراج ).