مرده شو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرده شو. [ م ُ دَ / دِ ] (نف مرکب ) مرده شوی . مرده شوینده . غسال که تن مردگان را بشوید و غسل دهد. - مرده شوبرده، مرده شوی شسته ؛ نفرینی است . (آنندراج ). زشت . ناپسند. منفور : بر سر فوطه پریشان نه ز بی پروائیست مرده شو برده پریشان زغم خاتون است . جلالا (آنندراج ). - امثال : چه عزائی که مرده شو هم گریه می کند . ماما آورده را مرده شو می برد . مرده شو ضامن بهشت و دوزخ کسی نیست .