مرداری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرداری . [ م ُ ] (ص نسبی ) منسوب به مردار : اگر از زندگی خود نکردی ذره ای حاصل چه داری غم چو کردی جمع این دنیای مرداری . عطار.
مرداری . [ م ُ ری ی ] (ص نسبی ) منسوب است به مرداریة، طایفه ای که انتساب ایشان به عیسی ملقب به ابی مونس است . (از الانساب سمعانی ).