مرحل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ حَ) [ ع. ] (اِ.) آنجا که کوچ کنند؛ مسکن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ حَ) [ ع. ] (اِ.) آنجا که کوچ کنند؛ مسکن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرحل . [ م ِ ح َ ] (ع ص ) شتر قوی . (از منتهی الارب ) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).
مرحل . [ م ُرَ ح ح َ ] (ع ص ) چادر که در نگار آن صورت پالان باشد. (منتهی الارب ). جامه ٔ به رحل نگار کرده . (یادداشت مؤلف ). جامه ای که بر آن صورت رحال شتر نقش کرده باشند. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). ◄ شترکه رحل آن را محکم بسته باشند. (از اقرب الموارد).
مرحل . [ م ُ رَح ْ ح ِ ] (ع ص ) کوچ فرماینده کسی را. (آنندراج ). آنکه حکم به کوچ می کند. (ناظم الاطباء). نعت فاعلی است از ترحیل . رجوع به ترحیل شود.