مرحان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرحان . [ م َ رَ ] (ع اِمص ) شادی . شادمانی . (منتهی الارب ). فرح و خفة. نشاط و سبکبالی . (متن اللغة). ◄ سستی . (منتهی الارب ). ضعف . (متن اللغة). ◄ سختی . ◄ روانی اشک چشم . ◄ تباهی چشم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ (مص ) شادمان شدن و از شدت فرح ضعف کردن . (از اقرب الموارد). رجوع به مرح شود. ◄ دردناک و تباه شدن چشم . (تاج المصادر بیهقی ). فاسد و ضعیف شدن چشم . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). مَرَح . (متن اللغة). ◄ جاری شدن اشک از چشم و شدت گرفتن سیلاب و هیجان آن . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). مرح . ◄ مسدود و گرفته شدن سوراخهای آفتابه و آب دستان به نحوی که آب از آن نریزد. مرح . (از متن اللغة). ◄ بیرون آوردن زمین گیاه را. ◄ برآمدن خوشه و سنبله از زرع و گیاه . ◄ باریدن ابر. (از اقرب الموارد).