مرتاج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرتاج . [ م ِ ] (ع اِ) راه تنگ . (منتهی الارب ). ج، مراتج . ◄ کلید. (منتهی الارب ). مغلاق . (متن اللغة) (اقرب الموارد). دربند و تیر پس در. آلتی که بدان در را می بندند. (ناظم الاطباء). کلون در. ج، مراتج .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرتاج . [ م ِ ] (ع اِ) راه تنگ . (منتهی الارب ). ج، مراتج . ◄ کلید. (منتهی الارب ). مغلاق . (متن اللغة) (اقرب الموارد). دربند و تیر پس در. آلتی که بدان در را می بندند. (ناظم الاطباء). کلون در. ج، مراتج .