مربغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مربغ. [ م ُ ب َ ] (ع ص ) واگذار شده به سیری آب خوردن . (از ناظم الاطباء). نعت است از ارباغ . (منتهی الارب ). رجوع به ارباغ و نیز رجوع به مُربَع شود.
مربغ. [ م ُ ب ِ ](ع ص ) کسی که گذارد شتران را تا به وقت یا بی وقت آب خورند. (آنندراج ). آن که شتران را رها می کند که به میل و خواهش خود آب خورند. (ناظم الاطباء). نعت فاعلی است از ارباغ . رجوع به ارباغ و ارباع و مربغة شود.