مربد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مربد. [ م ِ ب َ ] (ع اِ) جای بازداشت شتران و غیر آن . (منتهی الارب ). جای شتر. (دستور الاخوان ). جای نشانیدن شتر. (غیاث اللغات ). محبس شتران . یا چوب یا تنه ٔ درختی که در پیش گذارند جلوگیری خروج اشتران را. ج، مرابد. (از متن اللغة). ◄ جائی که خرما درآن خشک کنند. (غیاث اللغات ). جای خشک کردن خرما و خرمن . (منتهی الارب ). مربد برای خشکاندن خرما نظیر بیدراست برای گندم . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).
مربد. [ م ُ رَب ْ ب َ ] (ع ص ) خاکسترگون . (منتهی الارب ). ملمع به سیاهی و سفیدی . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).