مراکز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ کِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مرکز.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ کِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مرکز.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مراکز. [ م َ ک ِ ] (ع اِ) ج ِ مَرْکَز. رجوع به مَرکَز شود. - مراکز بحران ؛ در نجوم، عبارت است از رسیدن قمر به درجات معینه از فلک البروج . و آن را تأسیسات قمر نیز گویند. و در اختیارات امور مذمومند و بغایت نحس ... و در عدد تأسیسات اختلاف است بعضی هشت ثبت کرده اند و بعضی ده . (از کشاف اصطلاحات الفنون ).
مترادف و متضاد واژهدان
مرکزها، کانونها نقاط مهم
واژگان فارسی سره واژهدان
ها جایگاه