مراود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مراود. [ م َ وِ ] (ع اِ) ج ِ مرود. (از متن اللغة). رجوع به مِرْوَد شود.
مراود. [ م ُ وِ ] (ع ص ) خواستگار مبرم و عاشق و طالب زن . (از ناظم الاطباء). نعت فاعلی است از مراودة. رجوع به مراودة شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مراود. [ م َ وِ ] (ع اِ) ج ِ مرود. (از متن اللغة). رجوع به مِرْوَد شود.
مراود. [ م ُ وِ ] (ع ص ) خواستگار مبرم و عاشق و طالب زن . (از ناظم الاطباء). نعت فاعلی است از مراودة. رجوع به مراودة شود.