مراقبت کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مراقبت کردن . [ م ُ ق َ / ق ِ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نگاه داشتن . (یادداشت مؤلف ). نگهبانی ونگهداری کردن . ◄ مواظبت کردن . پاییدن .
فرهنگ طیفی واژهدان
مواظبت کردن، پرستاری کردن، بالاسر کسی بودن، پاییدن، نظارت کردن، هدایت کردن، حفاظت کردن، نوازش کردن، بهناز پروردن باد زدن