مرافد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرافد. [ م َ ف ِ ](ع اِ) ج ِ مرفد. (ناظم الاطباء). رجوع به مرفد شود.
مرافد. [ م ُ ف ِ ] (ع ص ) به همدیگر یاری دهنده . (ناظم الاطباء). معاون . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). نعت فاعلی است از مرافدة. رجوع به مرافدة شود. ◄ شاة مرافد؛ رفود. گوسپند که زمستان و تابستان شیر دهد. (از متن اللغة). رجوع به مرافید شود.