مراغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مراغ . [ م َ ] (ع اِ) غلطیدن گاه ستور. (منتهی الارب ). مراغة. جایگاه تمرغ دواب . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). جای غلط زدن چارپایان . جای خرغلط زدن .
مراغ . [ م َ ](اِخ ) دهی است از دهستان چارکی بخش لنگه ٔ شهرستان لار، در ٩٠هزارگزی شمال غربی لنگه و جنوب کوه سفید، دردامنه ٔ گرمسیری واقع و دارای ٣٥٠ تن سکنه است . آبش از چاه تأمین می شود. محصولش غلات، خرما، صیفی و شغل مردمش زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).