مراض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مراض . [م َ ] (ع اِ) صلابتی که در اسفل زمین نرم باشد که آب را گیرد. ج، مرائض و مراضات . (منتهی الارب ). ◄ ج ِ مریضة. (متن اللغة). رجوع به مریضه شود. ◄ ج ِ مریض . (ناظم الاطباء). رجوع به مریض شود.
مراض . [ م ُ ] (ع اِ) بیماری ای است مهلک ثمار را. (منتهی الارب ). مرضی است که در میوه ها افتد و آنها را تباه کند. (از متن اللغة). آفتی که تباه کننده است میوه ها را. (ناظم الاطباء).
مراض . [ م ِ ] (ع ص، اِ) ج ِ مریض . (منتهی الارب ). رجوع به مریض شود.