مراش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مراش . [ م َ ] (اِ) به معنی قی باشد که آن را شکوفه و استفراغ هم میگویند و به این معنی به حذف الف نیز آمده است که مرش باشد. (برهان قاطع). ظاهراً این کلمه مصحف هراش است . (یادداشت مؤلف ). رجوع به هراش شود. ◄ قی کننده . (ناظم الاطباء)؟
مراش . [ م َ ] (اِخ ) دهی است ازدهستان انگوران بخش ماه نشان شهرستان زنجان، در ٣٦هزارگزی جنوب غربی ماه نشان بر کنار راه افشار به زنجان در منطقه ٔ کوهستانی سردسیری واقع و دارای ٥٥٢ تن سکنه است . آبش از رودخانه ٔ کوسج وینگجه، محصولش غلات و میوه و شغل مردمش زراعت است . آثار قلعه خرابه ای در این ده موجود است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).