مراجعه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ جَ عَ یا عِ) [ ع. مراجعة ] (مص ل.) رجوع کردن، بازگشتن، رفتن به جایی یا نزد کسی برای انجام کاری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ جَ عَ یا عِ) [ ع. مراجعه ] (مص ل.) رجوع کردن، بازگشتن، رفتن به جایی یا نزد کسی برای انجام کاری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مراجعه . [ م ُ ج ِ ع َ / ع ِ ] (از ع اِمص ) بازآمدن . بازگشت . برگشتن . ◄ رجوع کردن . دوباره رجوع کردن . بازدید. مطالعه : مراجعه به کتاب . - مراجعه دادن ؛ رجوع دادن . حواله دادن . - مراجعه کردن ؛ بازگشتن . بازآمدن . - ◄ رجوع کردن به کتاب یا نوشته ای . دوباره دیدن آن .
مترادف و متضاد واژهدان
احاله، بازگشت، رجوع رجوع کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
رفته، برگشتن، بازگشتن، بازگشت، بازآمدن، بازآمد، آمده