مراجع
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ جِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مرجع. ؛ ~ تقلید مجتهدانی که مردم از آنان در احکام شرعی تقلید کنند. ؛ ~ قانون منابعی که قوانین از آنها اقتباس و استنباط شدهاست. ؛ ~قانونی مؤسسات و اداراتی که بر طبق قانون برای مراجعة افراد به منظور تنظیم روابط افراد با همدیگر و روابط افراد با دولت تأسیس شدهاند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ جِ) [ ع. ] (اِفا.) در تداول فارسی به معنای مراجعه کننده، رجوع کننده. ج. مراجعین.
(مَ جِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مرجع. ؛ ~ تقلید مجتهدانی که مردم از آنان در احکام شرعی تقلید کنند. ؛ ~ قانون منابعی که قوانین از آنها اقتباس و استنباط شدهاست. ؛ ~قانونی مؤسسات و اداراتی که بر طبق قانون برای مراجعه افراد به منظور تنظیم روابط افراد با همدیگر و روابط افراد با دولت تأسیس شدهاند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مراجع. [ م َ ج ِ ] (ع اِ) ج ِ مرجع. (منتهی الارب ). رجوع به مَرجَع شود.
مراجع. [ م ُ ج ِ ] (ع ص ) زن که به موت شوی به خانه ٔ پدر و مادر خود بازگردد. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). در اقرب الموارد بدین معنی «راجع» و در متن اللغة راجع و مُرجِع آمده است . ◄ رجوع کننده . مراجعه کننده . ج، مراجعین، مراجعان . کسی که از پی کاری آمده است . ◄ مراجعت کننده . بازگردنده . ج، مراجعین، مراجعان .
مترادف و متضاد واژهدان
مرجعها منبعها، ماخذ، ماخذها آیتالهها، حضراتعظام
واژگان فارسی سره واژهدان
بن مایهها، بنمایگان، بازیابهها