مرئی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ یّ) [ ع. ] (اِمف.) نمایان، پدیدار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ یّ) [ ع. ] (اِمف.) نمایان، پدیدار.
مترادف و متضاد واژهدان
قابل مشاهده، قابلرویت، رویتپذیر، دیدنی پدیدار، هویدا، ظاهر، پدید، آشکار، پیدا، ظاهر، محسوس، مشهود، معلوم، هویدا (متضاد: مخفی، غیرمرئی، نامرئی)
واژگان فارسی سره واژهدان
دیداری، بدیدار، دیداری، دیدنی، نمایان، پیدا، آشکار
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی