فرهنگ لغت

مر مکی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مر مکی . [ م ُرْ رِ م َک ْ کی ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی درخت «مُر» و بهترینش آن است که خوشبوی و تلخ و صاف و مایل به سرخی بود. (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ). و رجوع به مرمکی ذیل مُرّ شود.

معنی مر مکی | فرهنگ لغت