مذاکره
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ کِ رِ) [ ع. مذاکرة ] (مص ل.) گفتگو کردن دربارة کاری یا امری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ کِ رِ) [ ع. مذاکره ] (مص ل.) گفتگو کردن درباره کاری یا امری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مذاکره . [ م ُ ک َ رَ ] (از ع اِمص ) مکالمه . گفتگو : در میان مذاکره وی را گفتم هر چند تو در روزگار سلطانان گذشته نبودی که شعر تو دیدندی . (تاریخ بیهقی ص ٢٧٥).
واژگان فارسی سره واژهدان
گفتگو، گفت و شنود، گفت و گذار