مدیخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدیخ . [ م َ / م ِدْ دی ] (ع ص ) بزرگ و ارجمند. (منتهی الارب ). عظیم عزیز. (اقرب الموارد) (متن اللغة). مادخ . متمادخ . (متن اللغة). ج، مُدَخاء.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدیخ . [ م َ / م ِدْ دی ] (ع ص ) بزرگ و ارجمند. (منتهی الارب ). عظیم عزیز. (اقرب الموارد) (متن اللغة). مادخ . متمادخ . (متن اللغة). ج، مُدَخاء.