مدوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدوی . [ م ُدْ ] (ع ص ) مریض گرداننده . (آنندراج ). کسی و یا چیزی که بیمار میگرداند. (ناظم الاطباء). نعت فاعلی است از ادواء. رجوع به ادواء شود. ◄ طعام مُدْو؛ طعام بسیار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به مُدْو شود.
مدوی . [ م ُ دَوْ وی ] (ع ص ) سرشیرخورنده . (منتهی الارب ). ◄ ابر بارعد. (منتهی الارب ). سحاب مرعد. (اقرب الموارد). ◄ امر مُدَوّ؛ کار پنهان . (منتهی الارب ). مغطی . (اقرب الموارد).