مدهامتان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدهامتان . [ م ُ هام ْ م َ ] (ع ص، اِ) دو باغ سبز و سیرآب که از غایت سبزی به سیاهی زند. (غیاث اللغات از منتخب اللغات ). و در آیه ٔ شریفه بهمین معنی است . (لسان العرب ). وبعضی به معنی دو برگ سبز نوشته اند. (غیاث اللغات ). تثنیه ٔ مدهامة است . رجوع به مدهامة شود : سرو آزاد را جهان دورنگ رنگ مدهامتان نخواهد داد. خاقانی . از سبزه و ز پرّ ملایک به هر دو کام مدهامتان نوشته دو بستان اخضرش . خاقانی . هرموی رخشت رستمی مدهامتان وش ادهمی طاس زرش بین پرچمن از زلف حورا داشته . خاقانی .