مدملک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدملک . [ م ُ دَ ل َ ] (ع ص ) ثدی مدملک ؛ پستان گرد و برآمده . (از متن اللغة). ◄ حجر مدملک ؛ سنگ تابان گرد. مخلق . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ سهم مدملک ؛ تیر راست درست پی پیچیده . (منتهی الارب ). مخلق . (متن اللغة). ◄ نصل مدملک ؛پیکان گرد تابان . (منتهی الارب ). مفتول معصوب . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). ◄ حافر مدملک ؛ سم لغزان گرد. (منتهی الارب ). ◄ رجل مدملک الرأس ؛ صاحب کله ٔ بزرگ و گرد. (از اقرب الموارد).