مدمس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدمس . [ م ُ دَم ْ م ِ ] (ع ص ) پنهان کننده ٔ چیزی در خاک . (آنندراج ). پوشاننده . پنهان کننده . دفن کننده . (ناظم الاطباء). نعت فاعلی است از تدمیس . رجوع به تدمیس شود. ◄ (اِ) سجن . (متن اللغة). رجوع به مُدَمِّس شود.
مدمس . [م ُ دَم ْ م َ ] (ع ص ) چرکین . آلوده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). آلوده . ناپاک . (ناظم الاطباء). مدنس . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). ◄ خفی . پوشیده : دمس الشی ٔ؛ اخفاه و امر مدمس . (اقرب الموارد). مخبوء. (متن اللغة). ◄ (اِ) سجن . (اقرب الموارد). رجوع به مُدَمِّس شود.