فرهنگ لغت

مدفوع

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

فضله، نجاست اجابت مزاج (معده)، ترشح، احتلام، صدور، تعرق، تراوش، سرفه خلط، ترشحات استول، گه، سنده، پهن، پشگل

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مدفوع | فرهنگ لغت