مدسع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدسع. [ م ِ س َ ] (ع ص ) هادی . راهنما. (منتهی الارب ). هادی . (متن اللغة). دلیل هادی . (اقرب الموارد).
مدسع. [ م َ س َ ] (ع اِ) تنگنای و ملتقای مری که مجرای طعام است در استخوان سینه . (منتهی الارب ) (از متن اللغة). (از اقرب الموارد). مجرای طعام در حلق . (اقرب الموارد از التهذیب ) (از متن اللغة).