مدخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدخ . [ م َ ] (ع اِمص ) بزرگی . (منتهی الارب ). عظمت . ◄ معونت تام . (اقرب الموارد) (متن اللغة). اعانت کامل . (ناظم الاطباء). ◄ (مص ) تمام تر یاری دادن . (منتهی الارب ). به کمال یاری واعانت کردن . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). ◄ بزرگ شدن . (از اقرب الموارد) (فرهنگ خطی ).