مدحور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدحور. [ م َ ] (ع ص ) مطرود. آنکه به عنف رانده و دور کرده شده باشد. (از متن اللغة). طردشده . رانده شده . دورکرده شده . گویند: الشیطان مدحور من رحمة اﷲ. (اقرب الموارد) : وردیو ز کار بازداردت رنجور بوی و خوار و مدحور. ناصرخسرو. ز توقیع همایون تو گردد چو از لاحول دیو فتنه مدحور. ناصرخسرو.