مدح نیوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدح نیوش . [ م َ ] (نف مرکب ) ممدوح و مخاطب شاعر مدیحه گوی : هیچ مادح را بهتر ز تو ممدوحی نیست خاصه امروز که من مادح و تو مدح نیوش . سوزنی . کیمیای زر درویش کف راد تو است مدح گوینده چنین گوید با مدح نیوش . سوزنی .