مدثر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ دَّ ثُِ) [ ع. ] (اِفا.) لباس به خود پیچیده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ دَّ ثُِ) [ ع. ] (اِفا.) لباس به خود پیچیده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدثر. [ م ُ دَث ْ ث َ ] (ع ص ) سنگهای برهم نهاده بر روی بدن کشته . (ناظم الاطباء).
مدثر. [ م ُدْ دَث ْ ث ِ ] (اِخ ) (الَ ...) نام سوره ٔ هفتاد و چهارمین است از قرآن کریم و آن ٥٦ آیت است و پس از سوره ٔ مزمل و پیش ازسوره ٔ قیامة واقع است و در مکه نازل شده است و با این آیت آغاز میشود: یا ایهاالمدثر، قم فَاَنْذِرْ.
مدثر. [ م ُدْ دَث ْ ث ِ ] (ع ص ) جامه در سر کشیده . جامه به سر درآورنده . (یادداشت مؤلف ). دثار و جامه ٔ چسبیده به تن پوشیده . (ناظم الاطباء). خویشتن در دثار فروبرده . (از اقرب الموارد) . رجوع به ادثار شود. ◄ (اِخ ) یکی از القاب پیغامبر اسلام است . رجوع به مدخل بعد شود.
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی