مدامع
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ مِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مدمع.<BR>۱- چشمهها.<BR>۲- مجرای اشک.<BR>۳- کُنج چشم.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ مِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مدمع. ۱- چشمهها. ۲- مجرای اشک. ۳- کُنج چشم.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدامع. [ م َ م ِ ] (ع اِ) محلهای اشک . مجراهای اشک . (فرهنگ فارسی معین ). کنج های چشم . (آنندراج ). دنبال چشم . (فرهنگ خطی ). ج ِ مدمع. رجوع به مدمع شود : بعضی آب صفت از راه منافذ مدامع خرج کند. (سندبادنامه ص ١٥٠). ◄ اشکها. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به فرهنگ فارسی معین شود.