مداقیع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مداقیع. [ م َ ] (ع ص، اِ) ج ِ مُدقِع به معنی شتری که علف را وقت خوردن از خاک برکند. (از منتهی الارب ). رجوع به مدقع شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مداقیع. [ م َ ] (ع ص، اِ) ج ِ مُدقِع به معنی شتری که علف را وقت خوردن از خاک برکند. (از منتهی الارب ). رجوع به مدقع شود.