فرهنگ لغت

مدار

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

دوایر فرضی موازی باخط استوا مسیر دور، گرد، پیرامون حیطه، پهنه مسیر فرضی حرکت انتقالی‌سیارات مسیر جریان (برق والکترومغناطیسی) مرکز حلقه دورزدن، گردش کردن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مدار | فرهنگ لغت