مدارک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مدرک.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مدرک.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدارک . [ م َ رِ ] (ع اِ) ج ِ مدرک . رجوع به مَدَرک شود. ◄ اسناد و اوراق رسمی یا معتبر. اسناد و اوراقی که در ادارات یا محاکم مورد لزوم و قبول باشد: مدارک ثبت نام، مدارک تحصیلی، مدارک ازدواج . ◄ حواس پنجگانه . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ مآخذ. (یادداشت مؤلف ). منابع. - مدارک الشرع ؛ مواضع طلب ادراک . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
اسناد، سندها، مدرکها گواهینامهها، دیپلمها
واژگان فارسی سره واژهدان
گواهینامهها، کارنامهها، کارمایهها، دستکها، بنچاکها، استوارنامهها