مداخله/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ خِ لِ) [ ع. مداخلة ] (مص ل.) دخالت کردن، داخل شدن در کاری.<br>مترادفها و واژههای مرتبطپادرمیانی، شفاعت، میانجیگری، وساطتدخالت، دخلوتصرف، دستاندازیشرکت، مداخلتواژه قبلی: مداخلواژه بعدی: مداد