مخوض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مخوض . [ م ِخ ْ وَ ] (ع اِ) کفچه ٔ شراب . (مهذب الاسماء). کبچه و یا چیزی که بدان شراب را زنند تا آمیزد.(منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). کبچه و یاچیز دیگر که بدان شراب را شورانند. (ناظم الاطباء).
مخوض . [ م ُ خ َوْ وِ ] (ع ص ) درآینده به آب . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). آنکه می گذرد از گذرگاه و پایاب رودخانه . (ناظم الاطباء). و رجوع به تخویض شود. ◄ آنکه می شوراند و می آمیزد و برمی انگیزد. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
مخوض . [ م َ ] (ع ص ) (از«خ وض ») فرورفته و خوض کرده در آب . (ناظم الاطباء) (ازمنتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به خوض شود.