فرهنگ لغت

مخمر

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(مُ خَ مَّ) [ ع. ] (اِمف.) سرشته شده، تخمیر شده.

(مُ خَ مِّ) [ ع. ] (اِفا.) تخمیرکننده.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مخمر | فرهنگ لغت