مخط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مخط. [ م َ ] (ع اِ) جامه ٔ کوتاه . ◄ خاکستر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ سیر شتاب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) ◄ مشابهت فرزند به پدر. (ناظم الاطباء). ◄ (مص ) شتافتن شتر را. (آنندراج ) (ازمنتهی الارب ) (از اقرب الموارد). بشتاب بردن شتر کسی را. (ناظم الاطباء). ◄ کشیدن . (زوزنی ). کندن و کشیدن چیزی را. (از تاج العروس ج ٥ ص ٢٢٠) (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط). کشیدن و دراز کردن شتر «کذا». (آنندراج ) (از منتهی الارب ). کشیدن و دراز کردن چیزی را. (ناظم الاطباء). ◄ بیرون گذشتن تیر از نشانه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد)(ناظم الاطباء). ◄ کشیدن کمان و شمشیر و جز آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ ستیهیدن گشن بر ناقه در ضراب .(منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ذیل اقرب الموارد). ستیهیدن گشن بر ماده شتر در ضراب . (ناظم الاطباء). ◄ مخاط از بینی بیفکندن . (زوزنی ). بینی پاک کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). انداختن آب بینی را. ◄ پاک کردن ناتج آنچه بر بینی بچه ٔ نوزاد باشد از مشیمه و آب و جز آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). ◄ شتاب سیر کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). به شتاب سیر کردن . (ناظم الاطباء). ◄ مانستن پسر پدر را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). مانا شدن پسر مر پدر خود را. (از ناظم الاطباء).
مخط. [ م ِ خ َطط ] (ع اِ) چوب خطکش جولاهه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). چوب خطکش جولاهه و غیر آن . (آنندراج ) (دهار). ابزاری از آهن و یا چوب که بدان خط کشند. و مسطر. (ناظم الاطباء).
مخط. [ م َ خ ِ ] (ع ص )مهتر جوانمرد. ج، مخاط. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). مهتر جوانمرد و کریم . (ناظم الاطباء).