مخران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مخران . [ م ُ ] (اِخ ) در اصل مُخنار به معنی بلوطزار، بیشه ٔ بلوط، ناحیه ای است که میان دو شعبه از رود کور به نام کسانی و ارگاوی واقع شده و دیر مخران باید همان دیر مشهور «شیو - مغویم » باشد که در ساحل شمالی رود کور، تقریباً به مسافت ٧هزار گز در شمال کرسی قدیم «متسختا» واقع بوده است . «مغویم » به معنی دخمه، مغاک است و در آن زمان در داخل دیر مزبور دخمه ای بوده که شیوی قدیس در آن می زیسته توضیح اینکه دیر مخران را با دیر بخران نباید اشتباه کرد. «دیر بخران » در دو موضع است یکی به یمن و دیگری در دمشق از نواحی حوران که حضرت رسول اکرم بدینجای «بحیرا» ی راهب را دیدار کرد. و رجوع به رساله ٔ مینورسکی و فرهنگ فارسی معین و معجم البلدان شود : من و ناجر مکی و دیر مخران درِ بغراطیافم جا و ملجا. خاقانی .
مخران . [ م َ ] (اِخ )نام دیری و کلیسائی است که معبد ترسایان باشد. گویند بناکننده ٔ آن مخران نام داشته و به نام او شهرت یافته . (برهان ) (آنندراج ). معبد ترسایان که به اسم بانی معروف است ... (غیاث ). نام کشیشی از ترسایان که دیری بنا کرده به نام وی اشتهار یافته . (ناظم الاطباء).