مخدوش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مَ) [ ع. ] (اِمف.) خراشیده شده، خدشه دار شده.<br>مترادفها و واژههای مرتبطخدشهدار، خراشیده، معیوب، دستخورده ≠ بیعیب، سالمواژه قبلی: مخدهواژه بعدی: مخدوم