فرهنگ لغت

مخدد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مخدد.[ م ُ خ َدْ دِ ] (ع ص ) لاغرگوشت و کم گوشت . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). گوشت و یا پوست درهم کشیده و چین دار و لاغر و کم گوشت . (ناظم الاطباء). ◄ لاغرگرداننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کسی و یا چیزی که لاغر می کند. (ناظم الاطباء). ◄ شکافنده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تخدید شود.

معنی مخدد | فرهنگ لغت